ساحـــــــــــــــــــــل غــــــــــــــــــــــــــــــــم عاشق:در لحظه آمدنت چشمان منتظرم به آسمان خیره می شود پروانه ها در مسیر آمدنت پلی از رنگین کمان می زنند و گلهای یاس تمام عطرشان را به سویت روانه می کنند ستاره ها سنگفرش قدمهای مهربانت می شوند و همه دنیا گویی ارام می گیرد. برای تمام سالهای دلتنگی اشک می ریزم و از شوق امدنت انگار دوباره متولد می شوم.......... با صدای بی صدا میخوانم تورا............ tag:http://www.sahelgham.ir 2018-09-25T03:58:49+01:00 mihanblog.com جدایی غم گریه 2018-06-09T18:35:51+01:00 2018-06-09T18:35:51+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/187 Vida jo00on ای کاش آشنایی ها نبود یا به دنبالش جدایی ها نبود یا مرا با او نمی کردی آشنا یا مرا از او نمی کردی جدا… .........................پرنده ی مهاجری که مقصودش کوچ است به ویرانی لانه اش فکر نمی کند! ......................همه یهویی ها خوبن: یهویی بغل کردن یهویی بوسیدن یهویی دیدن یهویی سورپرایز کردن یهویی بیرون رفتن یهویی دوست داشتن یهویی عاشق شدن اما امان از یهویی رفتن!.................هوای بوی تنت را کرده ام، می دانی… پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است…!.......

ای کاش آشنایی ها نبود
یا به دنبالش جدایی ها نبود
یا مرا با او نمی کردی آشنا
یا مرا از او نمی کردی
جدا…

.........................

پرنده ی مهاجری که مقصودش کوچ است
به ویرانی لانه اش فکر نمی کند!

......................

همه یهویی ها خوبن:
یهویی بغل کردن
یهویی بوسیدن
یهویی دیدن
یهویی سورپرایز کردن
یهویی بیرون رفتن
یهویی دوست داشتن
یهویی عاشق شدن
اما امان از یهویی رفتن!

.................

هوای بوی تنت را کرده ام، می دانی…
پیرهن جدایی ات
بدجور به قامتم گشاد است…!

.............

من زبان برگ ها را می دانم …
مثلا “خش خش”
یعنی
“امان از جدایی”
پیش از جدایی از درخت
هیچ برگی خش خش نمی کند…

..............

یادت هست…؟!
روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!
و من سکوت کردم…
دیدی…!
جاده جایی نرفت…!
آن که رفت، تو بودی
راهی نمیبینم، آینده پنهان است اما مهم نیست
همین کافیست که تو راه را میبینی
و من تو را…

.........

فقط رفت بدون کلامی که بوی اشک دهد…
فقط رفت بدون نگاهی که
رنگ حسرت داشته باشد…
فقط رفت…
فقط رفت و من شنیدم که توی دلش گفت:
راحت شدم…



]]>
چه نویسم ... 2018-05-12T18:34:18+01:00 2018-05-12T18:34:18+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/186 Vida jo00on هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است یا نا نبشتنش. ای دوست! نه هرچه درست است و صواب بود،روا بود که بگویند... و نباید که در بحری افکنم خود را که ساحلش پدید نبود،و چیزها نویسم بی»خود« که چون وا»خود« آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور. ای دوست میترسم...و جای ترس دارد...از مکر سرنوشت... حقا و به حرمت دوستی،که نمیدانم که این که مینویسم راه سعادت است که میروم یا راه شقاوت؟ و حقا،که نمیدانم که این که نبشتم طاعت اس Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش
بهتر است یا نا نبشتنش.
ای دوست! نه هرچه درست است و صواب بود،روا بود که بگویند... و نباید که در بحری افکنم خود را که ساحلش
پدید نبود،و چیزها نویسم بی»خود« که چون وا»خود« آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور.
ای دوست میترسم...و جای ترس دارد...از مکر سرنوشت...
حقا و به حرمت دوستی،که نمیدانم که این که مینویسم راه سعادت است که میروم یا راه شقاوت؟
و حقا،که نمیدانم که این که نبشتم طاعت است یا معصیت؟
کاشکی که یک بارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی یافتمی!
چون در حرکت و سکون چیزی نویسم،رنجور شوم از آن به غایت!
و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم،هم رنجور شوم;
چون احوال عاشقان نویسم نشاید،
چون احوال عاقلان نویسم،هم نشاید،
و هرچه نویسم،هم نشاید،
و اگر هیچ ننویسم هم نشاید،
و اگر گویم نشاید،
و اگر خاموش گردم هم نشاید،
و اگر این وا گویم نشاید و اگر وا نگویم هم نشاید...
...
و اگر خاموش شوم هم نشاید!


]]>
کــــــــاش می شد....... 2018-05-10T16:45:46+01:00 2018-05-10T16:45:46+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/185 Vida jo00on كاش می شد نغمه یاران شنید كاش می شد شور و مستی را چشید كاش می شد بانگاهش تر شویم كاش می شد ناز او را  هی كشید كاش می شد عشوه معشوق دید كاش می شد رنج عشقش را كشید كاش می شد همچو باران در کویر با دل و جانش تمنا را كشید كاش می شد با لبانش یار بود كاش می شد نوش دارو را چشید كاش می شد همراه حرف دلش كاش می شد با دل او زار گریست كاش می شد غرق خواهش می شدیم كاش می شد هق هق عاشق نشید كاش می شد با صدایش مست شد كاش می شد با حضورش سبز شد كاش می شد د Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

كاش می شد نغمه یاران شنید

كاش می شد شور و مستی را چشید

كاش می شد بانگاهش تر شویم

كاش می شد ناز او را  هی كشید

كاش می شد عشوه معشوق دید

كاش می شد رنج عشقش را كشید

كاش می شد همچو باران در کویر

با دل و جانش تمنا را كشید

كاش می شد با لبانش یار بود

كاش می شد نوش دارو را چشید

كاش می شد همراه حرف دلش

كاش می شد با دل او زار گریست

كاش می شد غرق خواهش می شدیم

كاش می شد هق هق عاشق نشید

كاش می شد با صدایش مست شد

كاش می شد با حضورش سبز شد

كاش می شد در دلش غوغا بریخت

كاش می شد با لب حسرت گریست

كاش می شد همچون سیاوش بود زار 

كاش می شد نغمه هایش را شنید

]]>
*تـولدت مبـارک* 2018-05-10T13:28:13+01:00 2018-05-10T13:28:13+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/183 Vida jo00on تو بهترین نغمه ای برای دل من                                            بهترین سازک خوش محمل من با تو از ترانه ها می گویم                         &

تو بهترین نغمه ای برای دل من                                            بهترین سازک خوش محمل من

با تو از ترانه ها می گویم                                                                                                    با تو از نغمه و شعر و قصه ها می گویم

چی بگم که با تو بودن برامی من مثل یه خوابه                           دنیای من بدون تو مثل سرابه

نمیدونی  که چه کردی با من، بااون چشمای نازت ، من همیشه هستم تکیه گاهت

تو امید زندگیمی   با همه بودن و نبودن                                        تو برام عزیزترینی تو عزیز و نازنینی

                                                                                                     تو همیشه بهترینی      تولدت مبارک

ببخشید یکمی دیر شد عشقم

]]>
امروز 2018-05-05T11:16:57+01:00 2018-05-05T11:16:57+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/178 Vida jo00on امروز به طرز عجیب و احمقانه ای دلم تنگ است... دلخوشی هایم کم نیست، آدم های دوروبرم هم کم نیستند، می آیند لبخندی روی لبم می نشانند و می روند! ولی دلتنگی عجیبی همیشه و همه جا همراه من است و تو نمی دانی که چقدر این دلتنگی برایم خلسه آور است! آن ها که کمتر مرا می شناسند هنوز هم می گویند "خوش بحالت" چه روحیه ای داری، کاش بلد بودیم مثل تو ساده بگیریم و بخندیم...! اما آن ها که بیشتر مرا می شناسند، می گویند نفس هایت غبار دارد، چشمانت تار است...چرا؟ برایشان از Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

امروز به طرز عجیب و احمقانه ای دلم تنگ است...

دلخوشی هایم کم نیست، آدم های دوروبرم هم کم نیستند،

می آیند لبخندی روی لبم می نشانند و می روند!

ولی دلتنگی عجیبی همیشه و همه جا همراه من است

و تو نمی دانی که چقدر این دلتنگی برایم خلسه آور است!

آن ها که کمتر مرا می شناسند هنوز هم می گویند

"خوش بحالت" چه روحیه ای داری،

کاش بلد بودیم مثل تو ساده بگیریم و بخندیم...!

اما آن ها که بیشتر مرا می شناسند،

می گویند نفس هایت غبار دارد، چشمانت تار است...چرا؟

برایشان از کجا بگویم؟

از آغوش هایی که اندازه ام نمی شوند؟

لبخندهایی که شادم نمی کنند؟

از آدم هایی که نمی خواهم بیشتر بشناسمشان؟

نمی دانم این روزهای تو چطور می گذرد...

نمی دانم که هنوز می خوانی یا نه؟

ولی این حرف هایم را هم مثل همیشه جدی نگیر!

این را هم بگذار به حساب به سیم آخر زدن...

خدا را چه دیده ای؟ شاید آنقدر باران رحمت بارید که

مسافر من هم به خانه برگردد، حیرت آور است، نه؟!

]]>
مومن 2018-05-05T11:14:55+01:00 2018-05-05T11:14:55+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/177 Vida jo00on سوره ی صورتت برای ایمان آوردنم کافیست آیه ی بوسه هایت مومنم خواهد کرد پیامبر این همه اعجاز می شوم و می گویم قسم به عشــــــــــــق و روزی که عاشق شدم Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

سوره ی صورتت

برای ایمان آوردنم کافیست

آیه ی بوسه هایت

مومنم خواهد کرد

پیامبر این همه اعجاز می شوم

و می گویم

قسم به عشــــــــــــق

و روزی که عاشق شدم
]]>
سرنوشت 2018-05-05T11:10:01+01:00 2018-05-05T11:10:01+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/176 Vida jo00on می دانم که نوشت سرنوشت را اما بر این باورم که چون می دانست گاهی به دعایی یا اشکی چیزی از او خواهم خواست  -با آنکه می دانست چه می خواهم-جای آن را خالی گذاشت من به خیالم دعا می کنم در حالی که او از قبل حتی می داند چه وقت دعا خواهم کرد و چه چیز از او خواهم خواست. اما من بارها همچنان دعا خواهم کرد... چرا که گاهی پر رنگ شدن چند کلمه در کتاب سرنوشت شاید توجه به آسمان را بطلبد. گرچه خود این لحظه ها هم نوشته شده اند گرچه این دعا هم از اوست. دعا می کنم در Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

می دانم که نوشت سرنوشت را

اما بر این باورم که چون می دانست گاهی به دعایی یا اشکی چیزی از او خواهم خواست 

-با آنکه می دانست چه می خواهم-جای آن را خالی گذاشت

من به خیالم دعا می کنم در حالی که او از قبل حتی می داند

چه وقت دعا خواهم کرد و چه چیز از او خواهم خواست.

اما من بارها همچنان دعا خواهم کرد...

چرا که گاهی پر رنگ شدن چند کلمه در کتاب سرنوشت

شاید توجه به آسمان را بطلبد.

گرچه خود این لحظه ها هم نوشته شده اند

گرچه این دعا هم از اوست.

دعا می کنم در حالی که می دانم آفریننده آدم ها،لحظه ها و دعاها اوست.

پروردگارا! بگذار دست هایمان بوی اجابت گیرد

....

]]>
عرض ادب 2018-05-04T09:08:14+01:00 2018-05-04T09:08:14+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/175 Vida jo00on بـا سـلام و احـتـرام خـدمـت دوسـتـان و خـوانـنـدگـان بـبـخـشـیـد کـه چـنـد وقـتـیـه نـیـسـتـیـم خدمـتـتـون و ایـن از کـم لـطـفـی مـا بـوده سـعـی می کـنـیـم از ایـن به بـعـد بـرای شـما دوسـتـان گـرامـی مـطـالـب زیـادی بـگـذاریـم با احـتـرام و تـشـکـر از نـظـرات خـوب و مـفـیـد شـمـا عـزیـزان کـه مـا را در بـهـتـر شـدن سـایـت خـودتـون هـمـراهـی مـی کـنـیـد.

بـا سـلام و احـتـرام خـدمـت دوسـتـان و خـوانـنـدگـان

بـبـخـشـیـد کـه چـنـد وقـتـیـه نـیـسـتـیـم خدمـتـتـون و ایـن از کـم لـطـفـی مـا بـوده

سـعـی می کـنـیـم از ایـن به بـعـد بـرای شـما دوسـتـان گـرامـی مـطـالـب زیـادی بـگـذاریـم

با احـتـرام و تـشـکـر از نـظـرات خـوب و مـفـیـد شـمـا عـزیـزان کـه مـا را در بـهـتـر شـدن سـایـت خـودتـون هـمـراهـی مـی کـنـیـد.


]]>
بگذار... 2017-06-05T14:31:00+01:00 2017-06-05T14:31:00+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/174 ساحل غم بگذار با چشمهای تو ببینم بگذار در نگاه تو ذوب شوم بگذار در زیر باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برایم از آرزوهایت ترانه بسرایی بگذار به قداست عشقمان کوچک شوم وقتی با تو به پرواز شاپرکهای کنار برکه نگاه میکنم می خندم بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شیرینمان را شماره کنیم بگذار همیشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاک باشی بگذار نامم چون شاه کلیدی بر درگاه قلبت همیشگی باشد بگذار نگاهمان نه به هوس که به عشق … آن هم عشقی آسمانی در هم گره بخورد بگذار دلم برای تو باشد بگذار دلت&nb

بگذار با چشمهای تو ببینم
بگذار در نگاه تو ذوب شوم
بگذار در زیر باران
شانه به شانه ات قدم زنم
و تو برایم از آرزوهایت ترانه بسرایی
بگذار به قداست عشقمان کوچک شوم
وقتی با تو به پرواز شاپرکهای کنار برکه نگاه میکنم
می خندم
بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شیرینمان را شماره کنیم
بگذار همیشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاک باشی
بگذار نامم چون شاه کلیدی بر درگاه قلبت همیشگی باشد
بگذار نگاهمان نه به هوس
که به عشق
آن هم عشقی آسمانی در هم گره بخورد
بگذار دلم برای تو باشد
بگذار دلت
 …
حالم را بپرسد
بگذار قلبم برای تو بتپد
بگذار آرزوهایم با تو باشد
برای تو
 …
به خاطر تو
 …
بگذار خیال کنم دوستم داری و از این خیال
شب ها تا سپیدی روز با ستاره ها باشم
بگذار از دوریت بگریم
بگذار از دوریت بگریم

]]>
ترس ...گریه ... تنهایی 2017-06-05T14:29:22+01:00 2017-06-05T14:29:22+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/173 ساحل غم بهت گفتم که می ترسم…از این رفتن های بیگاه… سفر های بی خبر….گفتی نترس… گفتم بی خبری منو میکشه…گفتی خبرت می کنم گفتم کی تموم میشه …گفتی دیگه چیزی نمونده… گفتم دوستت دارم دیوونه،دیوونتم…. گفتی:منم دوستت دارم … الان کجایی که جوابم و بدی؟ خیلی دوست داری برم نه؟ولت کنم که آسوده بشی؟ سر دو راهی یه چیز منو نگهداشته… بوسه ی آخرت و قر آنی که تو دستت قسمم دادی… نگاهتو دوست دارم…ازم می گیری؟ نمی خوام برم اما چیکار کنم که بی خبری منو مردد میکنه… شب دا

بهت گفتم که می ترسم…از این رفتن های بیگاه

سفر های بی خبر….گفتی نترس

گفتم بی خبری منو میکشه…گفتی خبرت می کنم

گفتم کی تموم میشه …گفتی دیگه چیزی نمونده

گفتم دوستت دارم دیوونه،دیوونتم….

گفتی:منم دوستت دارم

الان کجایی که جوابم و بدی؟

خیلی دوست داری برم نه؟ولت کنم که آسوده بشی؟

سر دو راهی یه چیز منو نگهداشته

بوسه ی آخرت و قر آنی که تو دستت قسمم دادی

نگاهتو دوست دارم…ازم می گیری؟

نمی خوام برم اما چیکار کنم که بی خبری منو مردد میکنه

شب دارم واسه موندن و به تو رسیدن دعا می کنم

اگه فاصلـــه افتاده اگه من با خودم سردم

تو کاری با دلم کردی که فکــرشم نمی کردم

چه آسون دل بریدی از دلــی که پای تو گیــره

که از این بدترم باشی واسه تو نفسـش میره

نمی ترسم اگه گاهــی دعــامون بــی اثــر می شه

همیـشـه لحظۀ آخـــر خـــدا نزدیکتر می شه

تو رو دستِ خودش دادم که از حـالم خبــر داره

که حتی از تو چشماشـو یه لحظه برنمی داره

تو امـید مـنی امـا داری از دسـت مـن مـیری

با دسـتهای خودت داری هـمه هسـتیمو میگیری

دعـا کردم تو روبـازم با چـشمی که نـخوابـیده

مگه مـیذاره دلتـنگی مـگه گـریه امـون مـیده

مریـضـم کـرده تنـهایی ببـین حـالم پریـشونه

من اونقدر اشـک مـیریزم کـه برگردی به این خـونه

حسـابش رفته از دسـتم شبـایی رو کـه بـیدارم

شـاید از گـریه خوابـم بـرد درهـا رو باز مـیذارم

آسمان دلم امشب بارید…

آسمان دلم امشب بارید… پر شد از بود خدا… من خدا را دیدم

همه شب کار من این است

چه کسی می داند که من امشب به دیدارشقایق رفتم ؟

من به دیدار خدا رفتم و او … او به دیدار دو چشمان سیاهم آمد

او به زیبایی یک ابر سپید،بعد یک بارش بی اندازه

او به اندازه یک دسته گل یاس کبود

نه خدا این ها نیست… او به اندازه خود،به بزرگی خدا بودن خود،

زیبا بود……..

من خدارا دیدم … چه کسی می داند شب اسراء من تنها را؟….

چه کسی می داند که به هم می دوزم همه شب ها

را من به سحر گاهانش….

که ببینم باز هم … منه تنها او را….

]]>
تقدیر 2017-06-05T14:28:38+01:00 2017-06-05T14:28:38+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/172 ساحل غم بنام انکه گلهای عبادت را درمیان عاشقان شیدا کرد وقتی قایق کوچکه زند گیم در دریای پر تلاطم هستی غرق شدوقتی روزگار تقدیر خوش زندگیم را ناخوشایند کرد ورق زندگی برگشتوسرنوشت من طور دیگری رقم خورد. کدامین کتابهای نهفته دل رابازگو کنم که حتی قابل تصور نیست روزگارمی گذردوخزان عمرروز رنگ بیشتری به خود میگیرد وبرگهای زرد نا رنجی در زیردرخت زندگیم میریزد وبا صدای پای هر رهگذرخش خش برگهای خشک وتازه فهمیدم که دوست داشتن به ظاهردوست داشتن است دربا طن(دل)اتش است که خا نه دل

بنام انکه گلهای عبادت را درمیان عاشقان شیدا کرد

وقتی قایق کوچکه زند گیم در دریای پر تلاطم هستی غرق شدوقتی

روزگار تقدیر خوش زندگیم را ناخوشایند کرد ورق زندگی

برگشتوسرنوشت من طور دیگری رقم خورد. کدامین کتابهای نهفته دل

رابازگو کنم که حتی قابل تصور نیست روزگارمی گذردوخزان عمرروز

رنگ بیشتری به خود میگیرد وبرگهای زرد نا رنجی در زیردرخت

زندگیم میریزد وبا صدای پای هر رهگذرخش خش برگهای خشک وتازه

فهمیدم که دوست داشتن به ظاهردوست داشتن است دربا طن(دل)اتش

است که خا نه دل رامی سوزاند. وقتی برای اولین بار صدای شکستن قلبم

را شنیدم وقتی احساسا تم رازیر پا حس کردم وقتی زیر سوال رفتن

شخصیتم را مشاهده کردم تازه فهمیدم، تا به حال کلبه دستی بو دم که با

همهان دستاهایش صفحه ی خوش زندگیم را ورق زد گذشت وگذشت تا

فر سنگها گذشت واز اصل خو د جا ما ندم انقدر تنها شدم که که وقتی که

سایه ای همیشه دنبال خو دم می دیدم حال دگر نیست.حالا من ما نده ام یک

دنیا غربت ،غر بتی که تازه با دنیایکه ابتدایش تنهاییی مطلق است

وانتهایش نیستی مطلق حالا من ما نده ام و یک اتاق تا ریک پنجره ای به

سوی باغچه ای که  همه با من بیگا نه اند!

تو ئی که اگر امدنت دیر شود       تو ئی که اگر امد نت قصه ی پو چی باشد

((من تو را ای همه ی خوب تا دم مرگ نخو اهم بخشید))

]]>
گاهی 2017-06-05T14:27:29+01:00 2017-06-05T14:27:29+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/171 ساحل غم گاهی از ساده ترین حادثه هم دلگیرم گاهی از دوری تو کینه به دل می گیرم عطش دلزده گاهی از ساده ترین حادثه هم دلگیرم گاهی از دوری تو کینه به دل می گیرم گاهی از حوصله خسته به خودم می پیچم گاهی از کثرت بیهودگی حتی هیچم لحظه هایی است که من از تو و خود بیزارم لحظه هایی که به حال دل خود می بارم لحظه هایی است که من گنگم و بی ایمانم در دل غربت هر خاطره جا می مانم با خودم از عطش دلزده ای می گویم راه ترک دل نفرین شده را می جویم از خدا راهِ رهایی ز تو را می خواهم

گاهی از ساده ترین حادثه هم دلگیرم

گاهی از دوری تو کینه به دل می گیرم

عطش دلزده

گاهی از ساده ترین حادثه هم دلگیرم

گاهی از دوری تو کینه به دل می گیرم

گاهی از حوصله خسته به خودم می پیچم

گاهی از کثرت بیهودگی حتی هیچم

لحظه هایی است که من از تو و خود بیزارم

لحظه هایی که به حال دل خود می بارم

لحظه هایی است که من گنگم و بی ایمانم

در دل غربت هر خاطره جا می مانم

با خودم از عطش دلزده ای می گویم

راه ترک دل نفرین شده را می جویم

از خدا راهِ رهایی ز تو را می خواهم

ساده از عمر نگاهم به دلت می کاهم

گاهی از ساده ترین حادثه هم دلگیرم

از تماشای دل خستۀ خود می میرم

لحظه هایی است که من میل رهایی دارم

از خودم از تو و از عشق و جنون بیزارم

]]>
نامه ای از ویکتور هوگو........ 2017-06-05T14:24:06+01:00 2017-06-05T14:24:06+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/170 ساحل غم قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ، و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ، و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ، و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید ....... اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ، از جمله دوستان بد و ناپایدار ........ برخی نادوست و برخی دوستدار ........... که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد . و چون زندگی بدین گونه است ، برایت آرزو مندم که دشمن

قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .......
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ........
برخی نادوست و برخی دوستدار ...........
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی......
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی .
و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی......
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک
سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.....
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....
به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....
هر چند خرد بوده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی ،
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.....
و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی :
" این مال من است " ،
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان ، اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی ....
و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی ،
که اگر فردا خسته باشید ، یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ...

اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد ،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم ...

]]>
مفهوم عشق 2017-06-05T14:10:45+01:00 2017-06-05T14:10:45+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/168 ساحل غم از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است . از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد . از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان . از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است . از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است . از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد . از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست . از استاد فیزیک پرسیدند عشق چی

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای
love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.


]]>
خلاصه ای از نظریات افلاطون در مورد عشق(همون عشق معروف افلاطونی) 2017-06-05T14:08:04+01:00 2017-06-05T14:08:04+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/167 ساحل غم مفهوم عشق به طور کلی عبارتست از هر گونه سعی و کوشش برای رسیدن به خوبی و سعادت که بالاترین هدف است . اما در مورد کسانیکه از راههای گوناگون مثل تحصیل ، پول ، ورزش،فلسفه و ... بدنبال این هدف میروند کلمه عشق بکاربرده نمیشود و کسی اینگونه افراد را عاشق نمیداند و فقط در مورد عده معدودی که از راه مخصوصی بدنبال آن هستند نام کلی عشق بکار برده میشود. بعضیها میگویند : کسانیکه در جستجوی نیمه دیگر خود هستند عاشق میباشند اما هدف عشق نه نیمه است و نه تمامی ، اگر این نیمه و تمام در عین حال خوب نباشد ، مفهوم عشق به طور کلی عبارتست از هر گونه سعی و کوشش برای رسیدن به خوبی و سعادت که بالاترین هدف است . اما در مورد کسانیکه از راههای گوناگون مثل تحصیل ، پول ، ورزش،فلسفه و ... بدنبال این هدف میروند کلمه عشق بکاربرده نمیشود و کسی اینگونه افراد را عاشق نمیداند و فقط در مورد عده معدودی که از راه مخصوصی بدنبال آن هستند نام کلی عشق بکار برده میشود.
بعضیها میگویند : کسانیکه در جستجوی نیمه دیگر خود هستند عاشق میباشند اما هدف عشق نه نیمه است و نه تمامی ، اگر این نیمه و تمام در عین حال خوب نباشد ، مگر نه اینست که مردم با رضا و رغبت به بریدن دست و پای خود تن در میدهند وقتیکه این دست و پا که اعضای بدن هستند فاسد و مضر شده باشند . پس صحیح نیست که بگوییم هر کسی در جستجوی آن چیزیست که متعلق به خودش میباشد مگر اینکه در عین حال معتقد باشیم که فقط خوبی است که متعلق به ما و خویش ماست . بنابراین آنچه مردم دوستش دارند جزخوب چیزی دیگر نمیباشد و بشر میخواهد برای همیشه مالک خوبی باشد و آنرا بدست آورد ، بطور خلاصه عشق عبارتست از اشتیاق به دارا شدن خوبی برای همیشه ، برای ابدی شدن عشق باید زیبایی و خوبی را تولید کرد خواه جسما" و خواه روحا" بنابر این بشر بدنبال زیبایی میگردد تا بتواند در او تولید کند و ابتدا فریفته زیبایی ظاهری میشود و فقط به یک زیبا دل میبندد و ازین دلبستگی افکار و اندیشه های زیبایی در او بوجود میاید و سپس متوجه میشود که زیبایی ظاهری یک فرد با دیگری یکیست وبنابراین اگر قرار باشد که بدنبال ظاهر باشد علت ندارد که یکی را بر دیگری ترجیح دهد و با این دریافت عاشق تمام کسانیکه زیبا هستند میشود ودیگر عاشق 1 نفر نیست ، زیرا یکی در نظر او کوچک و بی معنی جلوه میکند ، سپس متوجه زیبایی روح میشود و آنرا بمراتب بالاتر از زیبایی بدن خواهد شمرد. در این مرحله اگر کسی پیدا شود که روحی زیبا در عین به بهره بودن از زیبایی جسم داشته باشد دل در او خواهد بست و دائم متوجه افکارش میشود و بدین ترتیب به مرحله ای خواهد رسید که زیبایی عوالم معنوی و کوششهای اخلاقی را روءیت میکند . کسیکه زیبایی را طی این مراحل تجربه کند به زیبایی همیشگی و مطلق خواهد رسید و به اعتقاد افلاطون عشق رهبریست که ما را به سمت این زیبایی هدایت میکند و ازین جهت قابل ستایش است

خلاصه اینم از عشق افلاطونی

__________________
بگذار تا شیطنت عشق چشمان تورا به عریانی خویش بگشاید،شاید هرچند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را بخاطر آرامش تحمل نکن
]]>
تو گل سرخ منی 2017-06-05T13:31:13+01:00 2017-06-05T13:31:13+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/162 ساحل غم وای باران باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ میپرد مرغ نگاهم تا دور وای باران باران پر مرغان نگاهم را شست خواب رویای فراموشیهاست خواب را دریابم که در آن دولت خاموشیهاست من شکوفایی گل های امیدم را در رویا ها میبینم و ندایی که به من میگوید گر چه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است دل من در دل شب خواب پروانه شدن میبیندمهر در صبحدمان داس بدست خرمن خواب مرا میچیند آسمانها آبی پر مرغان صداقت

وای باران
باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه
کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
میپرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رویای فراموشیهاست
خواب را دریابم
که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گل های امیدم را در رویا ها میبینم
و ندایی که به من میگوید
گر چه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن میبیندمهر در صبحدمان داس بدست
خرمن خواب مرا میچیند
آسمانها آبی
پر مرغان صداقت آبیست
دیده در آینه صبح تو را میبیند
از گریبان تو صبح صادق
می گشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاس منی
تو چنان شبنم پاک سحری
نه
از آن پاک تری
تو بهاری
نه بهاران از توست
از تو میگیرد وام
هر بهار این همه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ بهارانم تو

]]>
مانند یک بهار 2017-06-05T13:28:11+01:00 2017-06-05T13:28:11+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/161 ساحل غم مانند یک بهار…. مانند یک عبور…. از راه میرسی و مرا تازه میکنی. همراه تو هزار عشق از راه میرسد همراه تو بهار… بردشت خشک سینه من سبز میشود. وقتی تو میرسی…. در کوچه های خلوت و تاریک قلب من … مهتاب میدمد… وقتی تو میرسی… ای آرزوی گم شده بغض های من… من نیز با تو به عشق میرسم…

مانند یک بهار…. مانند یک عبور….
از راه میرسی و مرا تازه میکنی.
همراه تو هزار عشق از راه میرسد
همراه تو بهار

بردشت خشک سینه من سبز میشود.
وقتی تو میرسی…. در کوچه های خلوت و تاریک قلب من … مهتاب میدمد
وقتی تو میرسی
ای آرزوی گم شده بغض های من
من نیز با تو به عشق میرسم

]]>
من و تو و باران 2017-06-05T13:23:07+01:00 2017-06-05T13:23:07+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/160 ساحل غم من باشم و تو باشی و باران، چه دیدنی است بی چتر، حسّ پرسه زدن ها نگفتنی است پاییز، با تو فصل دل انگیز بوسه هاست با تو، صدای بارش باران شنیدنی است ابری و چکّه می کنی و مست می شوم طعم لبان خیس تو الان چشیدنی است! خیسم، شبیه قطره ی باران، شبیه تو تصویر خیس قطره ی باران کشیدنی است این جاده با تو تا همه جا مزّه می دهد این راه ناکجای من و تو، رسیدنی است؟ باران ببار…. بهتر از این که نمی شود من باشم و تو باشی و باران … چه دیدنی است   Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

من باشم و تو باشی و باران، چه دیدنی است


بی چتر، حسّ پرسه زدن ها نگفتنی است


پاییز، با تو فصل دل انگیز بوسه هاست


با تو، صدای بارش باران شنیدنی است


ابری و چکّه می کنی و مست می شوم


طعم لبان خیس تو الان چشیدنی است!

خیسم، شبیه قطره ی باران، شبیه تو


تصویر خیس قطره ی باران کشیدنی است


این جاده با تو تا همه جا مزّه می دهد


این راه ناکجای من و تو، رسیدنی است؟


باران ببار. بهتر از این که نمی شود


من باشم و تو باشی و باران چه دیدنی است

 

]]>
حرف دل 2017-06-05T13:19:46+01:00 2017-06-05T13:19:46+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/159 ساحل غم در این دنیایی که همه گرگ اند و عشقشان شباهت عجیبی به هوس دارد... تو مثل هیچکدام از مردم این شهر نباش و همانی باش  که بتواند چراغ روشنی باشد در دنیای تاریکم... و من بتوانم بی هیچ ترسی عاشقانه عاشقت باشم و با خیالی آسوده عاشقی کنم... با من باش تا عشق نوپایم را به پرواز درآورم بی آنکه فلج شود...   Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

در این دنیایی که همه گرگ اند و عشقشان شباهت عجیبی به هوس دارد...

تو مثل هیچکدام از مردم این شهر نباش و همانی باش  که بتواند چراغ روشنی باشد در دنیای تاریکم...

و من بتوانم بی هیچ ترسی عاشقانه عاشقت باشم و با خیالی آسوده عاشقی کنم...

با من باش تا عشق نوپایم را به پرواز درآورم بی آنکه فلج شود...

 

]]>
یادم آید 2017-06-05T13:11:07+01:00 2017-06-05T13:11:07+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/158 ساحل غم یادم آید زیرباران با تو بودم ، با تو تنها   زیرباران با تو بودم ، زیر باران با تو تنها   باران می بارد امشب ، دلم غم دارد امشب   آرام جان خسته ره می سپارد امشب   این كلام آخرینت برده میل زندگی را ازسرمن   گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باورمن   رفتنت را كرده باور، التماسم را ببین دراین نگاهم   زیرباران گریه كردم بلكه باران شوید ازجانم گناهم   این كلام آخرینت برده میل زندگی را ازسرم

یادم آید زیرباران با تو بودم ، با تو تنها

 

زیرباران با تو بودم ، زیر باران با تو تنها

 

باران می بارد امشب ، دلم غم دارد امشب

 

آرام جان خسته ره می سپارد امشب

 

این كلام آخرینت برده میل زندگی را ازسرمن

 

گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باورمن

 

رفتنت را كرده باور، التماسم را ببین دراین نگاهم

 

زیرباران گریه كردم بلكه باران شوید ازجانم گناهم

 

این كلام آخرینت برده میل زندگی را ازسرمن

 

گفته ای شاید بیایی ازسفراما نمیشه باورمن

 

كی رود از خاطرمن آخرین بوسه شبی درزیر باران

 

گفتی شاید بیایی ازسفراما نمیشه باورمن

]]>
شعرهای عاشقانه خاطره حیدر ی زاده 7 2017-06-05T11:45:55+01:00 2017-06-05T11:45:55+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/152 ساحل غم ببین خدایی با دلم چه کردی این کارا رو با دل دیگه کردی؟ مثه دل من دلی رو سوزوندی؟ لباس غم به هیچ دلی پوشو ندی؟ هیچکی مثه من نازت و خریده؟ هیچکی با رویای تو پر کشیده؟ میشه بگی چند تا دل و شکستی؟ میشه بگی تو چند تا دل نشستی؟ دین و مرام و اعتقادت اینه؟ دوست دارم عاشقتم همینه؟ دروغ بود هر چی که به من میگفتی؟ همین بود اون وفایی که میگفتی؟ شاید خدا نکرده عاشق شدی؟ عاشق یک دلبر دیگه شدی؟ برو ولی اینو یادت بمونه تو قول دای بیوفای دیوونه

ببین خدایی با دلم چه کردی

این کارا رو با دل دیگه کردی؟

مثه دل من دلی رو سوزوندی؟

لباس غم به هیچ دلی پوشو ندی؟

هیچکی مثه من نازت و خریده؟

هیچکی با رویای تو پر کشیده؟

میشه بگی چند تا دل و شکستی؟

میشه بگی تو چند تا دل نشستی؟

دین و مرام و اعتقادت اینه؟

دوست دارم عاشقتم همینه؟

دروغ بود هر چی که به من میگفتی؟

همین بود اون وفایی که میگفتی؟

شاید خدا نکرده عاشق شدی؟

عاشق یک دلبر دیگه شدی؟

برو ولی اینو یادت بمونه

تو قول دای بیوفای دیوونه

]]>
شعرهای عاشقانه خاطره حیدر ی زاده 6 2017-06-05T11:44:36+01:00 2017-06-05T11:44:36+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/151 ساحل غم دلم که مهمون نمیخواست کی گفت که مهمونم بشی؟ کی گفت بیای تو قلبم و مهمون ناخونده بشی؟ کی گفت منو صدا کنی با اون چشات نگاه کنی قلبم و از جا بکنی بعدش اونو رها کنی کی گفت یواشکی بیای تو قلب من پا بذاری کی گفت بری و تا ابد رد پاتو جابذاری کی گفت منو شکار کنی شکارت و رها کنی صیدت و تنها بذاری صید دیگه شکار کنی کوه غرور بودم کی گفت بیای و مجنونم کنی کی گفت که تو حصار غم اسیر و زندونم کنی کی گفت که عاشقم کنی زار و پریشونم کنی کی گفت که از عاشق شدن منو پشیمون

دلم که مهمون نمیخواست کی گفت که مهمونم بشی؟

کی گفت بیای تو قلبم و مهمون ناخونده بشی؟

کی گفت منو صدا کنی با اون چشات نگاه کنی

قلبم و از جا بکنی بعدش اونو رها کنی

کی گفت یواشکی بیای تو قلب من پا بذاری

کی گفت بری و تا ابد رد پاتو جابذاری

کی گفت منو شکار کنی شکارت و رها کنی

صیدت و تنها بذاری صید دیگه شکار کنی

کوه غرور بودم کی گفت بیای و مجنونم کنی

کی گفت که تو حصار غم اسیر و زندونم کنی

کی گفت که عاشقم کنی زار و پریشونم کنی

کی گفت که از عاشق شدن منو پشیمونم کنی

کی گفت که از چشای من خواب و بدزدی و بری؟

کی گفت پریشونم کنی٬ کی گفت بری؟کی گفت بری؟

.....................................

ببخش منو که باعث عذاب وجدانت شدم

ببخش منو که بچگی کردم و خواهانت شدم

ببخش که التماس من می لرزونه دل تو رو

ببخش که میخوام بدونم هر لحظه ای حال تو رو

تو رو خدا ببخش اگه غرورم و جا می ذارم

وقتی که اسم تو میاد رو همه چی پا میذارم

عزیز من ببخش اگه فراموشت نمی کنم

ببخش که تو خیالمم حتی بوست نمی کنم

ببخش که نیمه های شب فاصله رو داد میزنم

ببخش که توی خوابمم اسمت و فریاد میزنم

ببخش که دست من هنوز لایق دستات نشده

راستی بدون که قلب من دلخور از حرفات نشده


]]>
شعرهای عاشقانه خاطره حیدر ی زاده 5 2017-06-05T11:12:51+01:00 2017-06-05T11:12:51+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/150 Vida jo00on اگه آسمون زمین شه اگه دریا یه کویر شه اگه دنیا زیرو رو شه اگه چشمات بی غرور شه اگه خورشید بی غروب شه بازم عاشقت میمونم عشقو تو نگات میخونم اگه کوه بیاد رو دوشم اگه جام زهر بنوشم اگه ماه دیگه نباشه روزا آسمون سیاه شه اگه جنگل بشه صحرا اگه امروز نشه فردا بازم عاشقت میمونم عشقو تو نگات میخونم اگه خوابتو نبینم دیگه گل برات نچینم اگه حتی یه جوونه توی گلدونا نمونه بازم عاشقت میمونم عشقو تو نگات میخونم اگه باز مثه همیشه بگی( من با

اگه آسمون زمین شه

اگه دریا یه کویر شه

اگه دنیا زیرو رو شه

اگه چشمات بی غرور شه

اگه خورشید بی غروب شه

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه کوه بیاد رو دوشم

اگه جام زهر بنوشم

اگه ماه دیگه نباشه

روزا آسمون سیاه شه

اگه جنگل بشه صحرا

اگه امروز نشه فردا

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه خوابتو نبینم

دیگه گل برات نچینم

اگه حتی یه جوونه

توی گلدونا نمونه

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه باز مثه همیشه

بگی( من با تو ؟؟!!! )نمیشه

بگی که منو نمیخوای

دیگه پیش من نمیای

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه باشم و نباشم

هر جای دنیا که باشم

حتی از چشمات جداشم

بازم عاشقت میمونم

عشقو تو نگات میخونم

اگه شعرامو نخونی

اگه باز پیشم نمونی

راز عشقم رو ندونی

بازم عاشقت میمونم

عشق و تو نگات میخونم

.........................

کاشکی الان تو خواب بودم تو رویا

یعنی میشه بیدار بشم خدایا؟

بیدارشم و ببینم اینا خوابه

یا مثلا حباب روی آبه

اما نه این تقدیر شوم منه

مثل یه جغد شوم رو بوم منه

انگار باید بسوزم وبسازم ا

ی خدا جون مرامت و بنازم

نمیدونم تا کی ادامه داره

تا کی میخواد بلا واسم بباره

تا کی باید هی الکی بخندم

چشام و رو بدیها من ببندم

همه بگن چه دختر شادیه

خوش به حالش از زندگیش راضییه

کا شکی دلم غصه پنهون نداشت

جغد رو بوم خونمون جون نداشت


]]>
شعرهای عاشقانه خاطره حیدری زاده 4 2017-04-02T08:07:52+01:00 2017-04-02T08:07:52+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/148 Vida jo00on یادته بهت می گفتم اگه تو بری می میرم حالا تو رفتی و نیستی ٬ پس چرا من نمی میرم؟؟ چرا هستم؟ چرا موندم؟ چجوری طاقت می آرم؟ چجوری من دلم اومد رو مزارت گل بزارم؟؟ جای خالیت و چجوری میتونم بازم ببینم؟ دیگه چشمام و نمیخوام. نمیخوام دیگه ببینم! وای چطوری دلم اومد جسم سردت و ببوسم؟ من که آتیش میگرفتم٬ چی باعث شد که نسوزم؟ ذره ذره٬قطره قطره٬ میسوزم اما میمونم خودمم موندم چه جوری میتونم زنده بمونم هنوزم باور ندارم که تو نیستی و من هستم شایدم من مرده باشم٬ الکی

یادته بهت می گفتم اگه تو بری می میرم

حالا تو رفتی و نیستی ٬ پس چرا من نمی میرم؟؟

چرا هستم؟ چرا موندم؟ چجوری طاقت می آرم؟

چجوری من دلم اومد رو مزارت گل بزارم؟؟

جای خالیت و چجوری میتونم بازم ببینم؟

دیگه چشمام و نمیخوام. نمیخوام دیگه ببینم!

وای چطوری دلم اومد جسم سردت و ببوسم؟

من که آتیش میگرفتم٬ چی باعث شد که نسوزم؟

ذره ذره٬قطره قطره٬ میسوزم اما میمونم

خودمم موندم چه جوری میتونم زنده بمونم

هنوزم باور ندارم که تو نیستی و من هستم

شایدم من مرده باشم٬ الکی میگن که هستم!

کاشکی وقتی که میرفتی دستتو گرفته بودم

کاشکی پر نمیکشیدی بالت و شکسته بودم

نازنین وقتی که بودی شبا هم تو رو میدیدم

دیگه از روزی که رفتی حتی خوابتم ندیدم

تو که بی وفا نبودی٬لااقل بیا تو خوابم

مگه تو خبر نداری شب و روز برات بیتابم؟

میدونم یه روز دوباره می تونم تو رو ببینم

تو پیش خدا دعا کن که منم زود تر بمیرم
............................

کاشکی میشد این دلمو از تو سینه در بیارم

پاره کنم دور بریزم یک دل بهتر بیارم

یه دل که توش غم نباشه

غصه و ماتم نباشه

یه دل که عین سنگ باشه

زشتی ها توش قشنگ باشه

دلی که توش راز نباشه

یه دلبر ناز نباشه

به غصه و غم هیچ دری

توی دلم باز نباشه

دلی که با نگاه اون پاره نشه

این همه نازک نباشه

یه دل که توش خون نباشه

غصه ی پنهون نباشه

دلی که مثل قصه ی

لیلی و مجنون نباشه

کاشکی میشد کاشکی میشد

اما میدونم نمیشه

همین دلم توی تنم

میمونه واسه همیشه
]]>
شعرهای عاشقانه خاطره حیدری زاده 3 2017-04-02T08:06:16+01:00 2017-04-02T08:06:16+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/147 Vida jo00on از همون لحظه اول که تو قلبم پا گذاشتی قلبمو ازم گرفتی و یه جایی جا گذاشتی منو کشتی ٬منوکشتی٬ منو قلبمو سوزوندی رفتی و رو همه حرفات خیلی راحت پا گذاشتی خودت اما خوب میدونی منو با راز نگاهت توی این شهر غریب رفتی و تنها گذاشتی رفتی و ازم گرفتی همه ی دارو ندارم به جز اندوه و غم و غم دیگه چیزی جا نذاشتی رفتی و حتی نگفتی یه کلام خدا نگهدار حتی یه بوس کوچولو روی گونه هام نذاشتی............................ این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم خداحافظ نا مه

از همون لحظه اول که تو قلبم پا گذاشتی

قلبمو ازم گرفتی و یه جایی جا گذاشتی

منو کشتی ٬منوکشتی٬ منو قلبمو سوزوندی

رفتی و رو همه حرفات خیلی راحت پا گذاشتی

خودت اما خوب میدونی منو با راز نگاهت

توی این شهر غریب رفتی و تنها گذاشتی

رفتی و ازم گرفتی همه ی دارو ندارم

به جز اندوه و غم و غم دیگه چیزی جا نذاشتی

رفتی و حتی نگفتی یه کلام خدا نگهدار

حتی یه بوس کوچولو روی گونه هام نذاشتی

............................

این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم

خداحافظ نا مهربون میخوام ازت دل بکنم

دیگه کسی نیست که بهش هر چی دلت میخواد بگی

هی التماست بکنه بگه نگو ، بازم بگی

چقد بهت گفتم نگو صبرم یه روز تموم میشه

حالا اومد اون روزی که می ترسیدم همون بشه

سخته ولی من میتونم سخته ولی من میتونم

این جمله رو اینقد میگم تا که فرموشت کنم


]]>
شعرهای عاشقانه خاطره حیدری زاده 2 2017-04-02T08:04:47+01:00 2017-04-02T08:04:47+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/146 Vida jo00on من حسودی میکنم به تموم چشمایی که یه روزی تو رو میببینن از تو باغچه نگاهت گلای نرگس میچینن به همون تکه زمینی که قدمهاتو میذاری به تموم دستهایی که دستتو یه روز میگیرن به گلای نرگسی که عطر و بوی تو رو دارن به بال فرشته هایی که زیر پاهات میذارن به همون لحظه نابی که بالاخره میآیی نازنینم نازنینم تو کدوم جمعه میآیی..................... نازنین وقتی که نیستی میدونی چه حسی دارم میدونی از غم دوریت چه حس غریبی دارم؟ مثه حس یه قناری که توی قفس می میره مثه اون

من حسودی میکنم

به تموم چشمایی که یه روزی تو رو میببینن

از تو باغچه نگاهت گلای نرگس میچینن

به همون تکه زمینی که قدمهاتو میذاری

به تموم دستهایی که دستتو یه روز میگیرن

به گلای نرگسی که عطر و بوی تو رو دارن

به بال فرشته هایی که زیر پاهات میذارن

به همون لحظه نابی که بالاخره میآیی

نازنینم نازنینم تو کدوم جمعه میآیی

.....................

نازنین وقتی که نیستی میدونی چه حسی دارم

میدونی از غم دوریت چه حس غریبی دارم؟

مثه حس یه قناری که توی قفس می میره

مثه اون نهال کاجی که تو گلدون جون می گیره

مثه اون ماهی کوچولو که توی تنگش اسیره

مثه اون پرنده ای که زیر بارون پر میگیره

مثه حس بچه ای که مامانش جلوش می میره

باباشم زودی میره یه زن دیگه میگیره

مثه حس بابایی که پسرش دوچرخه میخواد

باباهه قول بده اما..نتونه واسش بگیره

مثه وقتی که بخوای داد بزنی اما نتونی

مثه حس غنچه ای که باغبون اونو می چینه

مثه وقتی که دلت واسه یکی خیلی می سوزه

بغض و گریه لباتو به هم می دوزه

مثه وقتی آسمون ابری باشه اما نباره

مثه وقتی بگی اما … بت بگن اما نداره


]]>
شعرهای عاشقانه خاطره حیدری زاده 1 2017-04-02T08:02:10+01:00 2017-04-02T08:02:10+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/145 Vida jo00on مثه خوابی…مثه رویا مثه آرامش دریا مثه آسمون آبی آرومی وقتی که خوابی مثه پروانه نجیبی تو یه رویای عجیبی مثه یاسای تو باغچه مثه آینه تو تاغچه مثه چشمه ی زلالی انگاری خواب و خیالی. . . . بی تو من موندم و رویا خسته از تموم دنیا یه دل تنگ شکسته دو تا چشم خیس خسته روزا تب دار شبا بیدار یه تن خسته بیمار مثه یه مرده سر دار از خودم از همه بیزار له له لحظه دیدار بینمون دیوارو دیوار.................... روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای ت

مثه خوابی…مثه رویا
مثه آرامش دریا
مثه آسمون آبی
آرومی وقتی که خوابی
مثه پروانه نجیبی
تو یه رویای عجیبی
مثه یاسای تو باغچه
مثه آینه تو تاغچه
مثه چشمه ی زلالی
انگاری خواب و خیالی.
.
.
.
بی تو من موندم و رویا
خسته از تموم دنیا
یه دل تنگ شکسته
دو تا چشم خیس خسته
روزا تب دار شبا بیدار
یه تن خسته بیمار
مثه یه مرده سر دار
از خودم از همه بیزار
له له
لحظه دیدار
بینمون دیوارو دیوار

....................

روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو

کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و داداشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون

ماه و دعوت نمیکنم آخه خودت ماه منی

بذار خیال کنم یه شب تا خود صبح مال منی

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

خاطره و یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن تولدت مبارک

]]>
شعر عاشقانه غمگین 2017-04-02T07:43:13+01:00 2017-04-02T07:43:13+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/137 Vida jo00on فاصله ی من وتو زیاد شده این روزا آخر این جدایی میرسه به نا کجا رفتی و گفتی بودن با من هرگز نمیشه قلب من زیر پاهات له شد مثل همیشه یه روزی بود میگفتی دوستم داری رهگذر نرو بمون که چشمام بی تو میشه خیس وتر خسته و دل شکسته میخوام واست بخونم اگه اجازه بدی پیشت میخوام بمونم آروزی دیدنت واسم شده یه رویا داشتنت رو میخوام از اونی که هس اون بالا آی اونی که اون بالا نشستی پیش ابرا بهش بگو هنوزم دوسش دارم بی پروا سحر توی نمازم ازش خواستم بمونی میدونم که عشق رو ازت

فاصله ی من وتو زیاد شده این روزا

آخر این جدایی میرسه به نا کجا

رفتی و گفتی بودن با من هرگز نمیشه

قلب من زیر پاهات له شد مثل همیشه

یه روزی بود میگفتی دوستم داری رهگذر

نرو بمون که چشمام بی تو میشه خیس وتر

خسته و دل شکسته میخوام واست بخونم

اگه اجازه بدی پیشت میخوام بمونم

آروزی دیدنت واسم شده یه رویا

داشتنت رو میخوام از اونی که هس اون بالا

آی اونی که اون بالا نشستی پیش ابرا

بهش بگو هنوزم دوسش دارم بی پروا

سحر توی نمازم ازش خواستم بمونی

میدونم که عشق رو ازتو چشام میخونی

از چشمات دارم میخونم دوسم داری هنوزم

چرا زپیشم رفتی اینو من نمیدونم

رفتی اما میدونم برمیگردی یه روزی

قسمت ما دوتا نیست غم تلخ جدایی

]]>
پنجره 2017-04-02T07:32:47+01:00 2017-04-02T07:32:47+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/136 Vida jo00on پنجره ی اتاقم را بخارگرفته. با بغضی هم آلود به حیاط زل زده است و دستان مرطوب با سردی سرود شب را زمزمه می کند و اینک بخارغلیظ تر شده است. این بار با گرمای اشک بی پروا بر روی گونه هایم می رقصد روزها می گذرد لیک از یار سفرکرده ی من خبری هرگز نیست. می گذرد از جلوی چشمانم خاطرات سبزش. از غم دوری او به کجا باید رفت. نه چراغی نه نگاهش که بگوید از عشق که ننالد ازغم ...زیر این سقف حیات میزنم فریادی تا که در دلتنگی من ز یارخوبم کرده باشم یادی Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

پنجره ی اتاقم را بخارگرفته. با بغضی هم آلود به حیاط زل زده است و دستان مرطوب با سردی سرود شب را زمزمه می کند و اینک بخارغلیظ تر شده است. این بار با گرمای اشک بی پروا بر روی گونه هایم می رقصد

روزها می گذرد لیک از یار سفرکرده ی من خبری هرگز نیست.

می گذرد از جلوی چشمانم خاطرات سبزش.

از غم دوری او به کجا باید رفت.

نه چراغی

نه نگاهش که بگوید از عشق

که ننالد ازغم ...زیر این سقف حیات میزنم فریادی

تا که در دلتنگی من ز یارخوبم کرده باشم یادی

]]>
شعر عاشقانه 2016-10-03T16:02:53+01:00 2016-10-03T16:02:53+01:00 tag:http://www.sahelgham.ir/post/135 Vida jo00on .............اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانماین شعر تا ابد با تو خواهد زیستحتی وقی که من دیگر نباشمیا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشدشعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماندعاشقانت تو را ترک می کنند اما شعر عاشقانههمیشه با تو خواهد بودپس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم!شعری از اعماق جان٫که مرا به یاد تو آورد……شعری که همیشه با تو بماند .............

اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم

این شعر تا ابد با تو خواهد زیست

حتی وقی که من دیگر نباشم

یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد

شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند

عاشقانت تو را ترک می کنند

 

اما شعر عاشقانه

همیشه با تو خواهد بود

پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم!

شعری از اعماق جان٫

که مرا به یاد تو آورد……

شعری که همیشه با تو بماند


]]>